مقایسه کردن نگهبان داوطلبان وزارت کشور

مقایسه کردن: نگهبان داوطلبان وزارت کشور ریاست جمهوری داوطلبان انتخابات انتخابات ریاست جمهوری اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری حسین علیزاده و نسل ما

حسین علیزاده را نسل ما چگونه مي شناسد؟ نسلی که در کودکی، آثار او را از کانون پرورش فکری و بعد با مرکز حفظ و اشاعه و باز بعد از آن در چاووش مي شنید، مي آموخت، مي

حسین علیزاده و نسل ما

حسین علیزاده و نسل ما

عبارات مهم : زندگی

نگاربوبان

حسین علیزاده را نسل ما چگونه مي شناسد؟ نسلی که در کودکی، آثار او را از کانون پرورش فکری و بعد با مرکز حفظ و اشاعه و باز بعد از آن در چاووش مي شنید، مي آموخت، مي خواند، شاید مي نواخت و حتما مي زیست. نسلی که نوجوانی اش را با ترکمن، شورانگیز، راز و نیاز، نینوا، سرودهای آذربایجان و هجرانی شکل مي داد و در جوانی، دنیایش را با تنوع بی نظیری از محتوای موسیقی علیزاده مي ساخت و مي پرورد که در تک نوازی هایش روی صحنه، گروه نوازی ها و ترکیب ها و رنگ آمیزی های تا آن روز شنیده نشده اش از آواز و سازهای ایرانی و موسیقی هایش جهت فیلم آفریده و شنیده مي شد. مجموعه آثار او که این دنیا را برایمان هم مي ساخت و هم پیوسته از مرزهایش به بیرون مي گسترد، زیادتر از آن است که حتی فهرست گونه هایش را بتوان سریع در ذهن آورد؛ زیاد و آن قدر متنوع که پشت سر هم گوش دادنشان از شگفتی وحشت آور می شود. چطور می شود یک نفر همه این صداها و نغمه ها و در واقع این همه دنیای متفاوت و رنگ به رنگ را در درون خود زیسته باشد؟ مي گویم زیسته باشد، چون یقین دارم تک تک آنها حاصل درهم آمیزیِ میراث آموخته اش با علاقه جبلی درونش، یافته هایش و یک تجربه زیسته واقعی اوست؛ مانند حالی از شیدایی، تب و هذیان که به نقل از خودش در قطعه ترکمن به آفرینش رسید.

حسین علیزاده و نسل ما

اما مگر کار هنر و هنرمند چیست؟ شاید پاسخ این سؤال به تعداد و تنوع آفرینشگران و مخاطبان هنر باشد؛ ولی جهت من تعریفش راحت است: کار مهم هنرمند کشف است و ثبت و بازآفریدن آن کشف؛ کشفِ یک آن، یک فکر، یک احساس، یک موقعیت، یک فضا، یک ساختار، یک خیال، یک کُنجِ نامکشوف، یک موجودِ فعلا ناموجودِ تخیلی، یک دنیا ذهنی. البته هنرمند جهت اینکه بتواند آنِ کشف شده است اش را با دیگران شریک شود، به چیزی که قدیم تر صنعت مي گفتند، نیاز دارد: ابزارها و مهارت هایی که جهت ثبت و بازگویی آن کشف یا چنان که بعضی ها نامش مي دهند؛ آن الهام، در دست دارد و هرچه دستش از آنها پرتر، بازآفرینی اش به آنچه مي خواسته نزدیک تر. آنکه صنعتِ کار را خوب می داند و اهل کشف هم هست، اگر عاشق هم باشد، دیگر ناگزیر هست. ناگزیر است از بازآفریدنِ درونش در بیرون. ناگزیر از شریک کردن دیگران در دنیایی که بر او گذشته یا او از آن گذشته است و ناگزیر است از گسترش مرزهایش به فراخور آن دنیاها که بعید است ناموجود را موجود کردن در محدوده مرزهای پیشین.

شاید همین توصیه باشد که به سهو بعضی را با واژه نوآوری به گمراهی برده؛ غافل که نوآوری نشانه نیست؛ اتفاقِ ناچار است جهت بازآفریدنِ آن یافته، آن کشف، آن الهام؛ هنگامی که چیزی دیده ای که پیش از این نامی نداشته که پیش از تو کسی آن را به نامی نخوانده هست. ولی هر بازآفرینی هم حتما با اندوخته های قبلی ممکن مي شود. هیچ کاشفی بی هیچ پیشینه و اندوخته ای نمی تواند بود و کشفی نمی تواند کرد.

حسین علیزاده را نسل ما چگونه مي شناسد؟ نسلی که در کودکی، آثار او را از کانون پرورش فکری و بعد با مرکز حفظ و اشاعه و باز بعد از آن در چاووش مي شنید، مي آموخت، مي

کار هنرمند کشف آنهاست در درون و خلقشان در بیرون جهت دیگرانی که با آثار او آن دنیاها را آرام آرام و شاید خیلی با تأخیر تجربه مي کنند و حتی شاید سال هایی بسیار دیرتر فقط بخشی از آن را فهمیده و زیسته باشند. ولی این دیگران، کم یا بیش، دیر یا سریع دنیایشان را با آثار او به شکلی دیگر ساخته اند و در مرزهای گسترش یافته او که در ابتدا غریب مي نمود، به واقع زندگی مي کنند؛ زندگیِ ذهنی و احساسی و درونی. هنرمندِ این گونه، معمار یا خالق بخشی از دنیای دیگران شده است هست؛ دنیایی که بزرگی اش به تناسب گستردگی مرزهای اوست. شاید هم به همین باعث است که بروزترین و پیگیرترین طرفدارانِ خلاق ترینِ هنرمندان، هر لحظه تند و تیزترین منتقدان اویند. زندگی در دنیایی که هنرمند جهت آن دیگران ساخته، یک واقعیت هست؛ یک واقعیت کاملا جدی. کیست که از زندگی در یک دنیا و تلخ یافتن گوشه هایی از آن، پیش خالقش شکایتی نبرده باشد؟

حسین علیزاده ای که نسل من مي شناسد، در تمام این سال ها نه تنها هیچ گاه از کارش نکاسته و نکاهیده و پیوسته موسیقی آفریده هست؛ بلکه هر لحظه به عشقش به موسیقی و نیز به آنچه به عنوان نقش هنرمند موسیقیدان در جامعه مي شناخته، پایبند بوده و در کنارش هرچه مي توانسته جهت آموزش و پرورش جوان ترها کرده هست. ولی به گمان من مهم تر از هر چیز، حسین علیزاده موسیقیدانی است که دنیایی دیگر ساخت؛ چنان که یک هنرمند مي سازد. دنیایی که دوستدارانش اغلب از آن با مثال راز نو یاد مي کنند. ولی قطعا به هیچ وجه به آن منحصر نیست. دنیایی که از کودکی تا اکنون که دیگر میان سال شده است ایم، با ماست و مرزهای گسترده اش اکنون سرزمین زندگی شخصی و موسیقایی مان شده است هست. سرش سبز و دلش خوش باد!*

*به یاد این مصراع حافظ: سرت سبز و دلت خوش باد جاوید

حسین علیزاده و نسل ما

روزنامه شرق

واژه های کلیدی: زندگی | هنرمند | موسیقی | هنرمند | هنرمندان | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs